محمد مهدى ملايرى
84
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن زردشتيان و داستانسرايان ايران نشيمن دارند و رويدادهاى بزرگ تاريخشان را در آنجا به درس مىآموزند و آن سخت استوار است » . « 1 » ناحيه ارجان از مناطق غربى فارس و ميان دو استان فارس و خوزستان واقع بوده و از آنچه ياقوت دربارهء ريشهر كه بخشى از استان ارجان بوده ذكر كرده است چنين برمىآيد كه اين ناحيه از روزگاران قديم همچنان محل درس و بحث و تحرير علوم بوده وى در اينباره نوشته : « ريشهر كه به قول حمزه مختصر ( ريو اردشير ) است ناحيهاى است از استان ارجان كه در دولت ايرانيان گشته دفتران ( ظ گشته دبيران ) در آنجا نشيمن داشتند و آنها كسانى بودند كه به خط جستق ( معرب گشته ) كه كتابهاى طب و نجوم و فلسفه را با آن مىنوشتهاند كتابت مىكردند . « 2 » و به سبب همين اهميت دينى و تاريخى آنجا بوده كه در دوران اسلامى هم اين منطقه تا قرنها همچنان چهرهء قديم خود را حفظ كرده بوده تا روزگار
--> ( 1 ) . « و قلعة الجص بناحيه ارجان فيها مجوس و بادگذارات الفرس و ايامهم تتدارس فيها و هى منيعة جدا » ( المسالك الممالك ، ص 118 ) . ترجمهء بادگذار كه در اينجا با همان عبارت فارسى آن نقل شده به داستانسرا يك ترجمهء احتمالى است . اينوسترانز و ص 19 از كتاب نريمان ، آن را به همينگونه ترجمه كرده ولى شايد بهطور قطع نتوان گفت كه از اين كلمه اگر تحريفى در آن روى نداده باشد چه معنائى قصد مىشده . ابن حوقل اين عبارت را كه ظاهرا از استخرى گرفته چنين نقل كرده : « و قلعه الجص بناحيه الرجان يسكنها المجوس با ياذارات الفرس و ايامهم بند ارسون فيها علومهم و هى منيعه رفيعه » - ( صوره الارض ، ص 242 ) . كه عبارتى زياد به سامان نيست و اگر تحريفى در آن روى نداده باشد دقتى هم در نقل گفته استخرى بهكار نرفته نظير همين بىدقتى در نقل نوشتهاى است كه بر آتشكده بارين نوشته بوده و استخرى آن را نقل كرده و ابن حوقل از او برداشته ، استخرى دربارهء آن نوشته « و حدثنى من راى به قد كتب عليه بالفهلويه انه انفق عليه ثلاثون الف درهم » - ( مسالك الممالك ، ص 118 ) ولى ابن حوقل آن را چنين نوشته : « و حدثنى من قرا عليه بالفهلويه انه انفق عليه ثلاثون الف الف دينار » . ( صوره الارض ، ص 242 ) كه در اين عبارت سى هزار درهم هزينه آن آتشكده كه رقمى معقول است به رقم نامعقول سى ميليون دينار تغيير يافته . ( 2 ) . معجم البلدان در كلمه ريشهر آگاهى بيشتر دربارهء اين روايت و كشته دبيران را در كتاب نگارنده « فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و . . . » چاپ 2 ، ص 35 خواهيد يافت .